يحيى السهروردي ( شيخ اشراق )
5
مجموعه مصنفات شيخ اشراق
قابل توجه است وچنين بر مىآيد كه اين كتاب از شهرت كافى برخوردار وهمواره مطمح نظر انديشمندان بوده است . 3 . تحليل رسائل حاضر ومقايسه آنها با ساير آثار شيخ به خصوص حكمة الاشراق شيخ اشراق آراى خاص اشراقي خود را با لساني اشراقي ، در حكمة الاشراق جمع كرده است . با اين حال ، در آثار ديگرش نيز كم وبيش بدانها توجه داشته وخود نيز در المشارع به اين مطلب اشاره كرده است « 1 » ؛ به جز مسألهى عالم مثال يا صور معلق وأشباح مجرد ، كه تنها در حكمة الاشراق مطرح شده « 2 » ومسألهى أرباب أنواع ، كه جز در حكمة الاشراق « 3 » والمشارع « 4 » در آثار ديگرش با صراحت ومستقلا مطرح نشده است . در رسائل حاضر - الألواح العمادية وكلمة التصوف واللمحات - گر چه در قسمتهايى حكمت مشائى مطرح شده ، در پارهيى موارد ، نظريات اشراقي را با زبانى نزديك به حكمة الاشراق مىخوانيم . به عنوان نمونه در بند 91 ، الألواح العمادية ، مىگويد : وتعلم أن النور الجرمي هيئة في الجرم ، فهو ظهور لغيره ونور لغيره . ولو كان قائما بنفسه ، لكان نورا لذاته وظاهرا لذاته ؛ وكان حيّا وكل حي بذاته نور مجرد وكل نور مجرد حيّ بذاته . والأول هو نور الأنوار . . . . كه اين مطالب دربارهى تقسيم نور به مجرد وعارضى ونور لغيره ونور لنفسه واينكه نور مجرد زنده است ، در بندهاى 109 و 110 و 112 و 113 و 121 ، حكمة الاشراق ، آمده است . « 5 » نظام كلى حكمت اشراقي سهروردى نيز كه در حكمة الاشراق به عالىترين صورت خود متجلي است ، در اين رسائل به روشنى مشهود است . ودر اين مقدمه به برخى از آنها اشاره مىشود .
--> ( 1 ) مجموعهى أول ، ص 483 ، بند 208 . ( 2 ) مجموعهى دوم ، حكمة الاشراق ، ص ص 229 - 235 وموارد ديگر . ( 3 ) همان ، ص ص 155 - 165 وموارد پراكندهى ديگر . ( 4 ) مجموعهى أول ، المشارع ، ص ص 453 - 464 . ( 5 ) حكمة الاشراق ، ص ص 107 - 111 ونيز ص ص 117 - 118 .